تبليغاتX
خداوند خروش
زندگینامه من از کودکی تا کنون
عکسهای جدید من و پانا که طی تصمیماتی به خواهر خواندگی پذیرفتمش

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

و در این عکس در حال تمرین حرکات نمایشی هستم

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

و پانا در حال تمرین حرکات نمایشی

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 20:40  توسط پوآن  | 

طبق سنتهای ایرانیان گرچه اجداد بنده ایرانی نبوده اند ولی به احترام صاحب عزیزم مراسم چهارشنبه سوری را جشن گرفتیم همراه با پسته و بادام و باسلق و دیگر تنقلات مرسوم

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

بنده به نیابت از همه همنوعانم از شیتزو تا سرابی این نوروز باستانی را به همه تبریک میگویم
امیدوارم جفت گیری بنده در فصل بهار یادتون نره شما آستینارو بالا بزنین بقیه اش با خودمون
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 9:15  توسط پوآن  | 

اين هم عکسهاي جديد من البته بايد ببخشيد که کيفيتشون زياد خوب نيست چون دوربينم شارژ نداشت مجبور شدم با موبايل عکس بندازم یک مورد دیگر هم عرض کنم خدمتتون که به خاطر محدودیتهای اجتماعی که به لحاظ باورهای مذهبی برای قبیله و طایفه (دیگر چه بگویم )ما قائل شده اید از امکانات ورزشی با همه علایقی که در وجود ما هست محروم شده ایم و حضور ما را در مجامع عمومی پارکها و گردشگاهها ممنوع کرده اند والبته چندان چاق هم نیستیم آنچه ملاحظه میفرمائید عضله خالص است
سخن کوتاه ...

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

شعرا در خصوص من گفته اند :
شیر سگی داشت که چون پو گرفت        سایه خورشید بر آهو گرفت
البته ما به یابو هم میگیریم .

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 10:15  توسط پوآن  | 

از همه دوستان به خاطر لطفشون نسبت به بنده تشکر میکنم .چندتا عکس جدید انداختم که فردا حتما براتون میزارم و یک مورد دیگر اگر در تربیت سگهاتون مشکل داشتین میتونین دو روز بدینش دست بنده تضمینی براتون درستش میکنم
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 14:57  توسط پوآن  | 

و عکس من در سن دو سال و چهار ماهگی

Image and video hosting by TinyPic

و در همین سن در حال خوردن نان بربری غذایی که به تازگی طعم دلپذیر آنرا چشیده ام.

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 20:17  توسط پوآن  | 

من در سن 2 سالگی در حال بازی بیلیارد با صاحب عزیزم

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 20:8  توسط پوآن 

من در سن یک سال و هشت ماهگی

Image and video hosting by TinyPic

و باز هم عکسام با پانا

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic
Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 19:50  توسط پوآن 

در این عکس یک سال و نیمه بودم و این کوچولو هم پانا خانمه که خیلی هم دوستش دارم

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 16:34  توسط پوآن 

سه ماه درمان چشمهام بطول انجامید تا بهبودی کامل حاصل شد

من در سن یک سال و دو ماهگی

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

در این عکس من یک سال و نیمه هستم

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

و این آقا یکی از دوستامه که خیلی بهش علاقه دارم

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 15:54  توسط پوآن 


من در 9 ماهگی

Image and video hosting by TinyPic

اینهم عکس یک سالگیم با دوستم جیپسی که چند وقتی مهمون ما بود

Image and video hosting by TinyPic


حدود یک سال و دو ماهم بود که پلک سوم چشمم را عمل کردم

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 15:22  توسط پوآن 

8ماهه بودم که خبر رسید پدر در شرایط سخت طاقت نیاورده و دچار سرطان پروستات شده و چند ماه است که فلج شده و صاحبش در همان مخروبه در حال مرگ رهایش کرده و به مسافرت رفته و پدرم تنها به استقبال مرگ میرفت .
ولی باز هم صاحب مهربانم او را تنها نگذاشت و با کمک او دو تن از دوستانش پدر عزیزم را از آن مخروبه به تهران منتقل کردند و برای بهبودی او از هیچ کاری دریغ نکردند ولی سرطان تمام وجود او را گرفته بود و تنها اتفاقی که افتاد پدر با درد کمتری و در آرامش در سن 10 سالگی کنار کسانی جان داد که دوستشان داشت و دوستش داشتند
و او رفت...

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic


و حالا مقبره او زیر سایه سار درخت سرافرازی در خیابان سئول تهران خاطرات و یادواره های شیرین او را به دوستداران متبادر میکند
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 14:47  توسط پوآن 

وقتی 5 ماه از زندگیم میگذشت :

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

و من در 6 ماهگی:

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic" />

Image and video hosting by TinyPic" />

از بچگی علاقه زیادی به موسیقی داشتم :

Image and video hosting by TinyPic

و من در سن 7 ماهگی در حال آوردن ظرف غذام که علاقه زیادی بهش دارم

Image and video hosting by TinyPic

و 8 ماهگی

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 13:51  توسط پوآن 

وقتی دو ماهه بودم و تازه خانواده ام را از دست داده بودم

Image and video hosting by TinyPic


وقتی سه ماهه بودم :

Image and video hosting by TinyPic


و من در چهار ماهگی :

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 13:26  توسط پوآن 

زمان میگذشت و من و برادرم کنار پدر و مادر و صاحب مهربانم در آرامش کامل میزیستیم

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

وقتی یک ماهه بودم :

Image and video hosting by TinyPic

و برادرم در یک ماهگی:

Image and video hosting by TinyPic

و پدر که از زندگیش بسیار لذت میبرد:

Image and video hosting by TinyPic

که یک روز وقتی من 2 ماه از زندگیم میگذشت کسی که خود را صاحب پدر و مادرم مینامید بعد از دو سال که پدر و مادرم کنار صاحب مهربان من در ناز و نعمت زندگی میکردند به خانه ما آمد و پدر و مادر و برادرم را به جایی مخروبه برد و غمی بزرگ در دل صاحبم گذاشت
و حالا من باید جای پدرم را برایش پر میکردم که خیلی ماهرانه از پس این کار بر آمدم ...



+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 12:50  توسط پوآن 

مادر دوران حاملگی را پشت سر گذاشت

Image and video hosting by TinyPic



و من و 5 خواهر و برادرم پا به دنیا گذاشتیم که طی دو روز چهار تا از خواهر و برادرانم را از دست دادم و فقط من ماندم و برادرم پوآر

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 12:23  توسط پوآن 

مادرم لارا نام داشت که زنی زیبا و مهربان بود و همیشه به پدر پایبند ماند

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 12:1  توسط پوآن 

پدرم رعد نام داشت که مردی بزرگ و با اصالت بود و مردانه زیست و بزرگوارانه با زندگی وداع گفت .


Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

یادش بخیر ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 11:40  توسط پوآن